یعنی چه
ناگهان پرده برانداختهای یعنی چه
زلف در دست صبا گوش به
فرمان رقیب
شاه خوبانی و منظور
گدایان شدهای
نه سر زلف خود اول تو به
دستم دادی
سخنت رمز دهان گفت و کمر
سر میان
هر کس از مهره مهر تو به
نقشی مشغول
حافظا در دل تنگت چو فرود
آمد یار
+ نوشته شده در شنبه نهم آبان 1388ساعت 10:41  توسط
|
